سؤال جدی اینجاست: چرا در ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان نیروهای مورد اعتماد بدنه رسانهای دوام نمیآورند؟ چرا هرجا نشانهای از استقلال حرفهای و ارتباط مؤثر با رسانهها دیده میشود خیلی زود با تغییر و حذف مواجه میشود؟ اینها پرسشهایی است که در ذهن بسیاری از فعالان فرهنگی شکل گرفته و پاسخ روشنی هم دریافت نکردهاند.
در فضای غیررسمی استان تحلیلهایی مطرحمیشود مبنی بر اینکه برخی تصمیمات مدیریتی بیش از آنکه مبتنی بر کارآمدی و رضایت بدنه تخصصی باشد تابع ملاحظاتی خارج از چارچوب حرفهای است. حتی اگر این برداشتها دقیق نباشد خودِ شکلگیری چنین ذهنیتی نشاندهنده ضعف جدی در شفافیت و اقناع افکار عمومی است. مدیری که نتواند اعتماد بدنه فرهنگی و رسانه ای را حفظ کند عملاً سرمایه اجتماعی مجموعه را تضعیف کرده است.
از سوی دیگر موضوعاتی درباره وضعیت حضور برخی کارکنان در اداره نیز مدتهاست نقل محافل اداری است. گفته میشود بینظمیهایی وجود دارد که با واکنش قاطع همراه نبوده است. اگر این وضعیت صحت داشته باشد سؤال روشن است: چرا در برابر بیانضباطی سکوت میشود اما نیروهای فعال و اثرگذار با فشار و محدودیت روبهرو میشوند؟ این دوگانگی در برخورد، بیش از هر چیز اعتماد درونسازمانی را فرسایش میدهد.
مدیریت فرهنگی عرصه آزمون و خطای سیاسی نیست. این حوزه نیازمند تدبیر، سعهصدر، تحمل نقد و تکیه بر نیروهای حرفهای است. کنار رفتن چهرههایی که بدنه رسانهای از آنها رضایت دارد بدون ارائه توضیح شفاف، این شائبه را تقویت میکند که اولویتها جای دیگری تعریف میشود.
اگر قرار است اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان نماد گفتوگو، قانونمداری و حمایت از رسانه باشد، پیش از هر چیز باید در درون خود به همین اصول پایبند باشد.
افکار عمومی و جامعه رسانهای استان، بیش از هر زمان دیگری منتظر پاسخ، شفافیت و اصلاح رویکردها هستند.





دیدگاهتان را بنویسید